خبرگزاری حوزه / اشاره: امام شهید بارها تأکید کردهاند که «حوزه علمیه مادر انقلاب است و باید همچنان نقش مادری خود را در قبال انقلاب ایفا کند»؛ یعنی در هدایت و جهتدهی آن نقش داشته باشد و وظایف خود را در این زمینه بشناسد. از سوی دیگر درباره این خطر هم هشدار دادهاند که «آنتیتز انقلاب از قم و حوزه درمیآید»؛ این بیانات نشان میدهد که اگر حوزه بخواهد جایگاه مورد انتظار را داشته باشد و از موانع و آسیبها دور بماند، باید بینش و نگرش انقلابی در طلاب، استادان و فضلای آن تقویت شود و شناخت آنان از انقلاب اسلامی افزایش یابد.
پاسخ به یک خلأ شناختی درباره ماهیت و مبانی انقلاب
تدوین درسنامه «انقلاب اسلامی» برای حوزههای علمیه از نگاه حجتالاسلام والمسلمین مهدی ابوطالبی، پاسخی به یک خلأ شناختی درباره ماهیت و مبانی انقلاب و نیز جایگاه تاریخی حوزه و روحانیت است. او توضیح میدهد که این اثر، افزون بر بررسی تحولات تاریخی، به جریانشناسی، نسبت انقلاب با تمدن غرب، نقد برخی نظریههای رایج انقلاب و آیندهپژوهی آن میپردازد؛ محورهایی که به باور معاون پژوهشی موسسه امام خمینی(ره) باید در آموزش حوزوی بهصورت پیوسته و متناسب با نیازهای طلبه مورد توجه قرار گیرند.
برای تبیین چرایی تدوین و ویژگیهای آموزشی کتاب «درسنامه تاریخ انقلاب اسلامی» از سوی گروه انقلاب اسلامی مرکز تدوین متون و منابع درسی حوزههای علمیه به سراغ حجتالاسلام والمسلمین مهدی ابوطالبی رئیس انجمن تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم و معاون پژوهش موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) رفتیم و با او درباره اهمیت این اثر به گفتگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

محورهای مهم گفتگو با حجتالاسلام والمسلمین ابوطالبی:
۱- چرایی تألیف کتاب «درسنامه انقلاب اسلامی» و تفاوتهای آن با دیگر آثار مشابه
۲- تحلیل ماهوی و تمدنی انقلاب اسلامی
۳- بازخوانی تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران قبل و بعد از انقلاب
۴- انقلاب اسلامی و مردمسالاری دینی
۵- طلبه امروز و جریانهای فکری و سیاسی
۶- چرا مطالعه و شناخت تاریخ معاصر برای طلبه امروز لازم است؟
۷- نقد روشهای رایج نظریهپردازی درباره انقلاب
۸- برای رسیدن به آینده مطلوب چه باید کرد؟
سؤال) در فرایند تدوین کتاب درسنامه تاریخ انقلاب اسلامی چه خلأهای دانشی، آموزشی یا روشی در نظام آموزشی حوزههای علمیه شناسایی شد که ضرورت تألیف این اثر را به وجود آورد؟ این ضرورت تا چه اندازه حاصل مطالعات میدانی یا نیازسنجی آموزشی بود؟
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم.
ضرورت تدوین کتاب « درسنامه انقلاب اسلامی» در اصل به نگاه امام شهید درباره «حوزه انقلابی» برمیگردد. ایشان بارها تأکید کردهاند که حوزه علمیه مادر انقلاب است و باید همچنان نقش مادری خود را در قبال انقلاب ایفا کند؛ یعنی در هدایت و جهتدهی آن نقش داشته باشد و وظایف خود را در این زمینه بشناسد. از سوی دیگر، ایشان درباره این خطر هشدار دادهاند که «آنتیتز انقلاب از قم و حوزه درمیآید»؛ این بیانات نشان میدهد که اگر حوزه بخواهد جایگاه مورد انتظار را داشته باشد و از موانع و آسیبها دور بماند، باید بینش و نگرش انقلابی در آن تقویت شود. حوزه نیز چیزی جز طلاب، استادان و فضلای آن نیست؛ بنابراین باید شناخت آنان از انقلاب اسلامی افزایش پیدا کند.
امام شهید حوزه را «مادر انقلاب» میدانستند. همانطور که مادر از آغاز شکلگیری فرزند تا تولد و تربیت او بر رشدش اثر میگذارد، حوزه نیز در شکلگیری، پیروزی و ادامه مسیر انقلاب نقش داشته و دارد.
خلأ شناخت درباره مبانی و ماهیت انقلاب اسلامی
خلأ شناخت درباره مبانی و ماهیت انقلاب اسلامی دیده میشود. برخی درباره مبانی انقلاب شبهه یا پرسش دارند و برخی نیز با این مبانی مخالفاند؛ از جمله با نگاه امام(ره) به اسلام ناب و این دیدگاه که «الاسلام هو الحکومه» و حکومت از احکام اولیه اسلام است.
درباره مردمسالاری دینی نیز پرسشها و مخالفتهایی وجود دارد؛ برای مثال، بعضی اصل مردمسالاری را نمیپذیرند و معتقدند بهجای جمهوری باید صرفاً از حکومت اسلامی سخن گفت. افزون بر این، شناخت عمیقی از اینکه چرا انقلاب اسلامی رخ داد، ماهیت آن چیست و چه هدفی را دنبال میکند، در بخشهایی از حوزه وجود ندارد.
لزوم تقویت بینش و نگرش نسل جوان درباره انقلاب
این خلأ بهویژه در میان نسلهای جدیدتر محسوس است، زیرا آنان فضای دوران انقلاب و سالهای نخست پس از آن را تجربه نکردهاند و با حوادث، شخصیتها و تحولات آن دوره آشنایی کمتری دارند. ازاینرو، نیاز به تقویت بینش و نگرش طلاب درباره انقلاب احساس میشد.
از سوی دیگر، پیشتر تدریس انقلاب اسلامی در حوزه تصویب شده بود، اما مرکز تدوین متون و منابع درسی، کتاب مشخصی برای آن تدوین نکرده بود. ما در گروه انقلاب اسلامی و تاریخ معاصر این مرکز، ابتدا بررسی کردیم که آیا کتابی موجود است که اهداف موردنظر را تأمین کند یا نه. درباره انقلاب اسلامی آثار فراوانی نوشته شده و در دانشگاه نیز بهعنوان یک درس دانشگاهی، کتابهای متعددی منتشر شده است. بااینحال، به نظر میرسید کتابی که بهصورت جامع و با رویکرد ویژه حوزوی، زمینهساز شکلگیری حوزه انقلابی باشد، در میان آثار موجود وجود ندارد.
برخی کتابها رویکرد تاریخی دارند و تحولات را گزارش میکنند؛ برخی دیگر در کنار تاریخ، به اندیشههای انقلاب نیز میپردازند، اما هدف ما فراتر از این بود. طلبه باید با خواندن این کتاب، نخست ماهیت انقلاب را درست بشناسد و درک کند که انقلاب اسلامی صرفاً حرکتی برای تغییر حکومت و جایگزینی حکومتی بهتر نیست.
اهداف مهم تألیف "درسنامه انقلاب اسلامی:
نکته اول؛ در نگاه امام(ره) و رهبر شهید و مقام معظم رهبری، انقلاب اسلامی ماهیتی تمدنی دارد و در مسیر تحقق تمدن اسلامی قرار میگیرد. امام(ره) فقط در پی حل مشکلات ایران نبود؛ هدف ایشان تحقق اسلام بود و ایران نقطه آغاز این حرکت به شمار میرفت. درک انقلاب اسلامی بهعنوان حرکتی در مواجهه با تمدن غرب، یکی از بینشهایی است که میخواستیم در کتاب تقویت کنیم.
نکته دوم؛ تبیین جایگاه حوزه در انقلاب اسلامی است. امام شهید حوزه را «مادر انقلاب» میدانستند. همانطور که مادر از آغاز شکلگیری فرزند تا تولد و تربیت او بر رشدش اثر میگذارد، حوزه نیز در شکلگیری، پیروزی و ادامه مسیر انقلاب نقش داشته و دارد. اکنون که چند دهه از انقلاب میگذرد، باید نقش مادری حوزه در زمینهسازی و وقوع انقلاب و نیز در دوره پس از پیروزی آن نشان داده شود. ازاینرو، با توجه به اینکه این کتاب برای حوزه نوشته شده است، در بخشهای مختلف آن بر نقش حوزه و روحانیت تأکید کردهایم.
در جنگ شناختی ممکن است دشمن تصویری خلاف واقع از شرایط به ذهن جامعه القا کند؛ ازاینرو، آینده انقلاب باید با رویکردی علمی بررسی شود.نکته سوم؛ جریانشناسی است. امام خمینی(ره) از جریانهایی مانند اسلام ناب، اسلام آمریکایی، غربگرایی و شرقگرایی سخن گفتهاند و رهبر شهید انقلاب نیز بر تبیین این جریانها تأکید فراوان داشتهاند. برای نمونه، در بحث اسلام آمریکایی میتوان از رویکرد التقاطی و سکولار یا رویکرد سنتی و متحجرانه سخن گفت. امام(ره) نیز در منشور روحانیت، جریانهای فکری موجود در حوزه را دستهبندی کردهاند. طلبه امروز باید جریانهای فکری و سیاسی موجود را بشناسد تا در انتخابات و موقعیتهای مختلف بتواند آگاهانه تصمیم بگیرد.
نکته چهارم این است که نگاه جریانشناسانه فقط به یک بخش محدود نماند؛ بلکه از بررسی زمینههای تاریخی و شکلگیری نهضت تا پیامدها، آسیبها، دستاوردها و آینده انقلاب ادامه پیدا کند. جریان را میتوان مجموعهای از افراد، شخصیتها و گروهها دانست که در یک دوره تاریخی، بر اساس اهداف و مبانی مشخصی فعالیت میکنند. بنابراین، جریانهای امروز معمولاً پیشینهای تاریخی دارند و برای تحلیل تحولات انقلاب باید این پیوستگی و پیشینه نیز دیده شود. به نظر ما، این موضوع در بسیاری از کتابهای موجود کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
نکته پنجم و پایانی، آیندهپژوهی انقلاب اسلامی است. در کتابهای درسی موجود، این موضوع کمتر بررسی شده است. امروز دیدگاههای مختلفی درباره آینده جمهوری اسلامی مطرح میشود؛ برخی با اشاره به مشکلات اقتصادی، کاهش حمایت مردمی یا مسائل بینالمللی، از احتمال فروپاشی سخن میگویند. حتی برخی از طرفداران انقلاب نیز درباره رسیدن انقلاب به اهدافش و مسیر آینده آن نگرانند. بنابراین، لازم بود آینده انقلاب نیز بهصورت علمی بررسی شود.
ممکن است هر یک از این موضوعات در بعضی کتابها مطرح شده باشد، اما اثری که همه آنها را یکجا و با نگاه حوزوی گرد آورده باشد، کمتر دیده میشد. به همین دلیل، به تدوین کتابی نیاز داشتیم که طلبه را با ماهیت انقلاب، جریانهای انقلابی پیش و پس از انقلاب و پیشینه سیاسی حوزه و روحانیت آشنا کند.
ضرورت شناخت پیشینه عملکرد سیاسی و اجتماعی علمای گذشته
یکی از خلأهای موجود این است که گاهی تصور میشود امام خمینی(ره) استثنائی در حوزه بوده که وارد عرصه سیاست شده و دیگر علما صرفاً به درس فقه، اصول و اخلاق مشغول بودهاند؛ درحالیکه پیشینه عملکرد سیاسی و اجتماعی علمای گذشته نیز باید شناخته شود.
در گفتوگوهایی که با استادان و مدیران گروههای دانشگاه معارف اسلامی داشتیم، آنان نیز با این ارزیابی موافق بودند که برای حوزه به کتابی متفاوت نیاز است. پس از تدوین اثر نیز برخی از همان مدیران، که خود در تألیف کتابهای درسی دانشگاهی نقش داشتند، بر تفاوت این کتاب با آثار دیگر تأکید کردند.
مجموع این خلأها ما را به تدوین کتابی تازه رساند. در نظام آموزشی حوزه، جز در مباحثی مانند ولایت فقیه و مبانی حکومت اسلامی به موضوعاتی چون ماهیت انقلاب، جریانشناسی، نقش مادری حوزه و انتظارات مقام معظم رهبری از حوزه انقلابی کمتر پرداخته شده است. این نگاه در آثار دیگر نیز بهصورت جامع دیده نمیشد؛ ازاینرو، تدوین کتابی ویژه این نیاز را ضروری دانستیم.

سؤال) با توجه به پیشینه آثار مکتوب درباره انقلاب اسلامی در فضای حوزوی، به برخی از کاستیها اشاره کردید. لطفاً درباره تفاوتهای روشی و محتوایی آن آثار در مقایسه با این کتاب بیشتر توضیح دهید.
از نظر روش و محتوا، یکی از تأکیدهای امام شهید، مطالعه تاریخ معاصر بهویژه برای جوانان است. تاریخ معاصر بههمپیوسته است؛ رخدادهای یک دوره، فضای امروز کشور را شکل دادهاند و ما همچنان با پیامدهای آنها روبرو هستیم. درباره نقطه آغاز تاریخ معاصر نیز دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی جنگهای ایران و روس را مبدأ میدانند، زیرا از آن دوره، آشنایی ایران با تمدن جدید غرب جدیتر شد. در این نگاه، گاه این تصور وجود دارد که باید به سمت همان تمدن حرکت کنیم؛ رویکردی که میتوان آن را غربگرا دانست.
در مقابل، برخی پژوهشگران حوزوی و دانشگاهی آغاز تاریخ معاصر را به دوره صفویه بازمیگردانند، زیرا در آن دوره، فرهنگ شیعی در شکلگیری هویت ملی ایرانیان نقش برجستهای پیدا کرد و فضای سیاسی و فرهنگی ایران با دورههای پیش از آن تفاوت یافت. از این منظر، اندیشه سیاسی شیعه و فرهنگ سیاسی آن همچنان در شکلگیری انقلاب اسلامی و فضای امروز ما اثرگذار است. امام خمینی(ره) از این مبانی با عنوان اسلام ناب یاد میکردند. همین مبانی سبب شده است که نگاه ما با دیدگاه برخی کشورهای اسلامی یا شماری از عالمان اهل سنت تفاوت داشته باشد. در درون جامعه شیعه نیز میان نگاه امام(ره) و دیدگاههایی که با ایشان زاویه دارند، اختلافهایی وجود دارد.
پیوستگی تاریخی انقلاب اسلامی با تاریخ معاصر ایران
بنابراین، یکی از نکات مهم کتاب، نشان دادن پیوستگی تاریخی انقلاب اسلامی با تاریخ معاصر ایران و توجه به نقش تشیع و روحانیت در عرصه حکومت و سیاست از دوره صفویه به بعد است. از سوی دیگر، اگرچه کتابهای انقلاب معمولاً به دستاوردها و آسیبشناسی پرداختهاند و کتاب ما نیز این مباحث را دارد، ویژگی متمایز آن توجه به آیندهپژوهی است. به تعبیر مقام معظم رهبری باید هم امید ایجاد کرد و هم شرایط موجود را واقعبینانه شناخت. در جنگ شناختی ممکن است دشمن تصویری خلاف واقع از شرایط به ذهن جامعه القا کند؛ ازاینرو، آینده انقلاب باید با رویکردی علمی بررسی شود.
در کتاب "درسنامه انقلاب اسلامی" جریان اسلام ناب در برابر جریانهایی بررسی میشود که به استبداد و استعمار دامن زدهاند، مانع حرکت مردم شدهاند یا به عقبماندگی کشور انجامیدهاند در آیندهپژوهی، از آینده مطلوب، محتمل و ممکن سخن گفته میشود. کتاب به این پرسش میپردازد که چه آیندههایی پیش روی انقلاب اسلامی است، احتمال سقوط یا تداوم آن چگونه ارزیابی میشود، کدام آینده مطلوب است و برای رسیدن به آن چه باید کرد. همچنین باید بررسی کرد که آیا رسیدن به آینده مطلوب با شرایط موجود امکانپذیر است یا نه. این بحث در کتابهای درسی دیگر کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
نقد روشهای رایج در نظریهپردازی درباره انقلاب
تمایز دیگر کتاب، نقد روشهای رایج در نظریهپردازی درباره انقلاب است. در علوم سیاسی و جامعهشناسی، نظریههای مختلفی برای توضیح وقوع انقلاب مطرح شدهاند: برخی عوامل اقتصادی را مؤثر میدانند، برخی بر عوامل فرهنگی تأکید میکنند، برخی توسعه نامتوازن سیاسی، اقتصادی و آموزشی را عامل انقلاب میدانند و برخی معتقدند که بهبود وضعیت اقتصادی نیز ممکن است به مطالبه مشارکت سیاسی و در نتیجه انقلاب بینجامد. پرسش این است که انقلاب اسلامی را باید با کدامیک از این نظریهها توضیح داد؟ در بعضی آثار، این نظریههای غربی بدون نقد کافی درباره انقلاب اسلامی به کار گرفته شدهاند.
در درس نخست کتاب تلاش کردهایم، با تکیه بر پژوهشهای انجامشده در این زمینه، بررسی کنیم که آیا نظریههای غربی توان تحلیل انقلاب اسلامی را دارند یا نه.
نظر نظریهپردازان غربی درباره انقلاب اسلامی
از نظر ما، ماهیت انقلاب اسلامی با انقلابهای دنیای مدرن تفاوت جدی دارد و این نظریهها برای توضیح آن کافی نیستند. حتی برخی نظریهپردازان غربی نیز انقلاب اسلامی را استثناء دانستهاند. برای نمونه، تدا اسکاچپول که بر نقش ساختارها در وقوع انقلاب تأکید دارد، انقلاب اسلامی را نمونهای متفاوت از الگوی مورد نظر خود دانسته است. میشل فوکو نیز انقلاب اسلامی را حرکتی در برابر مدرنیته توصیف کرده است. برخی دیگر آن را سنتی، مدرن یا پستمدرن نامیدهاند؛ اما هیچیک از این برچسبها بهتنهایی ماهیت آن را توضیح نمیدهد.
نگاه امام خمینی(ره) و رهبر شهید به انقلاب اسلامی
از نگاه امام خمینی(ره) و رهبر شهید، انقلاب اسلامی افزون بر تحولات سیاسی و اجتماعی، دارای بُعد معنوی و الهی است؛ تحولی درونی در جامعه که به دگرگونی سیاسی انجامید.
نظریههایی که صرفاً بر عوامل مادی، اقتصادی، فرهنگی یا ساختارهای استبدادی تکیه میکنند، نمیتوانند این بُعد را بهخوبی توضیح دهند. به همین دلیل در کتاب تلاش شده است نگاه انتقادی به نظریههای غربی و تفاوت ماهیت انقلاب اسلامی با انقلابهای مورد مطالعه آن نظریهها نشان داده شود. در کنار این موضوع، جریانشناسی، آیندهپژوهی، نقش روحانیت و مواجهه تمدنی انقلاب با غرب نیز از ویژگیهای کتاب است.
سؤال) هر اثر بر مجموعهای از مؤلفهها و مفاهیم کلیدی استوار است. مفاهیم محوری کتاب "درسنامه انقلاب اسلامی" چیست و نسبت آنها با نظریههای بنیادین انقلاب اسلامی، مانند ولایت فقیه و مردمسالاری دینی، چگونه تبیین شده است؟
یکی از مبانی انقلاب اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره) این بود که «الاسلام هو الحکومه». از نظر ایشان اگر حکومت اسلامی وجود نداشته باشد، اجرای بسیاری از احکام اسلام ممکن نیست و حکومت از احکام اولیهای است که بر سایر احکام تقدم دارد.
مبنای دیگر، نقش مردم بود؛ انقلاب باید با حضور مردم شکل بگیرد. امام(ره) به پشتوانه مردم برای روحانیت توجه داشت و بر نقش آنان تأکید میکرد. ولایت فقیه و مردمسالاری دینی نیز از مبانی انقلاباند. به تعبیر امام راحل و امام شهید، روحانیت مردم را آگاه کرد و مردم با این آگاهی توانستند انقلاب کنند. امام شهید نقش حوزه و روحانیت را به زنبوری تشبیه کردهاند که شهد گل را به کندو میآورد؛ روحانیت نیز پیام امام را دریافت و به مردم منتقل کرد.
در کتاب تلاش شده است چند مفهوم کلیدی برجسته شود. نخست، ولایت فقیه و نیابت عامه فقها و بهتبع آن، عنصر ولایت است. این عنصر در تحلیل حوادث زمینهساز انقلاب، خود انقلاب و تحولات پس از آن پیگیری شده است. ولایت در اینجا دو جلوه دارد: نخست، محبت و ارادت به اهلبیت(ع) و برائت از دشمنان آنان، یعنی تولی و تبری؛ دوم، ولایت به معنای زعامت سیاسی اهلبیت که از نگاه ما نیابت آن به فقها رسیده است.
نقش روحانیت در هویتسازی و جامعهسازی
در بررسی دوره صفویه، نشان دادهایم که حضور روحانیت بر مبنای ولایت فقیه در ساختار حکومت شکل رسمیتری پیدا کرد. روحانیت در آن دوره در هویتسازی و جامعهسازی نقش داشت و رابطهای مبتنی بر اعتماد میان مردم و علما، بهعنوان نائبان امام زمان(عج) شکل گرفت. این ادبیات در دوره قاجار نیز دیده میشود؛ برای نمونه، در برابر حمله روسها، علما فتوای جهاد صادر کردند و قائممقام فراهانی از احکام جهاد نواب عام امام زمان(عج) سخن گفت.
مردم در نهضتهای تاریخی از جمله مشروطه عمدتاً با خواست اجرای احکام شرعی و تحقق دین به میدان آمدهاند. آنان فاصله گرفتن حکومت از دین را مسئله میدانستند و با هدایت علما حرکت میکردند.در نهضت تنباکو نیز میرزای شیرازی حکم خود را صادر کرد و میرزا حسن آشتیانی مخالفت با آن را مخالفت با امام زمان(عج) دانست. این پیوند در نهضت مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت و سرانجام در انقلاب اسلامی نیز ادامه یافت.
پیوند مردم، ولایت فقیه و مردمسالاری دینی
در تحلیل انقلاب و آسیبهای پس از آن، بر پیوند مردم، ولایت فقیه و مردمسالاری دینی تأکید شده است. این رابطه نباید تضعیف شود؛ نقش مردم و عنصر ولایت هر دو اهمیت دارند. از دیگر مفاهیم کلیدی، استعمار و استبداد است که در کتاب بهعنوان دو عامل اساسی مشکلات تاریخی ایران بررسی شدهاند. شکل استعمار تغییر کرده و از استعمار قدیم به صورتهای جدید، از جمله جنگ نرم، رسیده است؛ اما خط مبارزه مردم با استعمار و استبداد در دورههای مختلف ادامه داشته است.
در این مسیر، علما و حوزههای علمیه در بسیج مردم نقش داشتهاند و از دوره مشروطه به بعد، نخبگان دانشگاهی نیز اثرگذار بودهاند. بااینحال، رابطه مردم با فقها و مراجع بهعنوان نائبان امام(عج) جایگاه ویژهای داشته است.
در کتاب درسنامه انقلاب اسلامی، جریان اسلام ناب در برابر جریانهایی بررسی میشود که به استبداد و استعمار دامن زدهاند، مانع حرکت مردم شدهاند یا به عقبماندگی کشور انجامیدهاند؛ از جمله جریانهای غربگرا که در انعقاد برخی قراردادهای دوره قاجار نقش داشتند.
همچنین تلاش شده است نشان داده شود که مردم در نهضتهای تاریخی از جمله مشروطه عمدتاً با خواست اجرای احکام شرعی و تحقق دین به میدان آمدهاند. آنان فاصله گرفتن حکومت از دین را مسئله میدانستند و با هدایت علما حرکت میکردند.
در نگاه امام(ره)، هدف، سعادت اخروی و سامان یافتن زندگی دنیوی مردم بود؛ پیشرفتی که باید با عدالت همراه باشد. این نگاه، پیشرفت مادی و معنوی را در کنار هم میبیند و از مؤلفههای گفتمان امام به شمار میرود. در کتاب کوشیدهایم این مؤلفهها را در تاریخ پیش از انقلاب، خود انقلاب و تحولات پس از آن پیگیری کنیم.

سؤال) درباره ساختار محتوایی، روش و رویکرد آموزشی کتاب "درسنامه انقلاب اسلامی" توضیح دهید. با توجه به اینکه اثر در قالب درسنامه تدوین شده، آیا در طراحی آن از چارچوبهای آموزشی مانند تعیین اهداف رفتاری، ارزشیابی و تمرینهای تعاملی استفاده شده است؟
در طراحی کتاب، برخی قالبهای آموزشی رعایت شده است. برای هر درس، اهدافی تعیین شده تا روشن باشد که طلبه پس از مطالعه آن باید به چه شناختی برسد و چه نگرش یا واکنشی در او شکل بگیرد. هدف کلی این بود که خروجی کتاب، طلبهای با نگاه انقلابی باشد و در نهایت به شکلگیری حوزه انقلابی کمک کند. به همین دلیل، مؤلفههای حوزه انقلابی که مقام معظم رهبری برشمردهاند، در اهداف درسها توزیع شده است؛ برای مثال، در یک درس شناخت اسلام ناب و در درس دیگر شناخت درست استقلال مورد توجه قرار میگیرد.
همچنین تلاش شده است مطالب و مستندات هر درس بهگونهای ارائه شود که مخاطب با مطالعه آن به اهداف مورد نظر نزدیک شود. پرسشهای پایان درس نیز برای سنجش یادگیری و پاسخگویی به پرسشها و ذهنیتهایی طراحی شدهاند که کتاب درصدد بررسی آنهاست. چکیده پایان هر درس هم نکات اصلی را برجسته میکند. در مجموع، نویسندگان کوشیدهاند اهداف درس، محتوای آموزشی، پرسشهای ارزشیابی و چکیده را با نتایج مورد انتظار هماهنگ کنند.
سؤال) به برخی از تفاوتهای کتاب درسنامه انقلاب اسلامی با آثار دیگر اشاره کردید؛ از جمله توجه به آیندهپژوهی و بررسی پیشینه تاریخی انقلاب. چه ویژگیهای دیگری این درسنامه را از آثار موجود در حوزه متمایز میکند؟
از نظر روش آموزشی خاصی که بهصورت مستقل طراحی کرده باشیم، نمیتوانم توضیح تخصصی بدهم، اما تفاوتهای محتوایی همان مواردی است که پیشتر بیان کردم. این کتاب مشخصاً برای طلبه و مخاطب حوزوی نوشته شده است، هرچند دیگران نیز میتوانند از آن استفاده کنند. یکی از اهداف آن، تقویت مؤلفههای نگاه انقلابی و ایجاد امید در مخاطب است. طلبه با مطالعه کتاب باید با نقش و کنشگری حوزه در عرصه اجتماعی و سیاسی آشنا شود و دریابد که عالمان و مراجع، افزون بر فعالیتهای علمی و درسی، در مسائل جامعه نیز حساس و اثرگذار بودهاند.
تاریخ معاصر ایران تا حد زیادی با رویکردهای غربگرا نوشته شده است؛ برای مثال، برخی روایتهای مشروطه به دست غربگرایان پیروز آن دوره و برخی روایتهای دوره قاجار در دوره پهلوی نوشته شدهاند و در آنها گاه نقش روحانیت کمرنگ یا تخطئه شده است.
مقابله آیتالله ملاعلی کنی(ره) با یک قرارداد استعماری
برای نمونه، حدود ۱۵۰ سال پیش، قرارداد رویتر در دوره ناصرالدینشاه و صدراعظمی سپهسالار با انگلستان بسته شد؛ قراردادی که موضوعاتی مانند راهآهن، تلگراف و گمرک را در بر میگرفت. آیتالله ملاعلی کنی(ره) با وجود آنکه در فضای دروس سنتی حوزه پرورش یافته بود، محتوای قرارداد را پیگیری کرد و پیش از بازگشت شاه از سفر، نامهای اعتراضی نوشت. او به مفاد قرارداد اعتراض کرد و خواستار لغو آن و عزل فردی شد که قرارداد را امضا کرده بود. طرح چنین نمونههایی میتواند نشان دهد که عالمان دینی نسبت به مسائل اقتصادی و سیاسی کشور حساسیت داشتهاند و از جزئیات قراردادهای مهم آگاه میشدهاند.
تلاش کردهایم این نمونهها بهگونهای روایت شوند که اهمیت نقش حوزه و روحانیت برای خواننده روشن شود. البته در آثار دیگر نیز درباره نهضت تحریم تنباکو، حکم میرزای شیرازی یا موضع ملاعلی کنی مطالبی نوشته شده است؛ اما نحوه روایت و تأکید بر نکات مشخص میتواند در شکلگیری این شناخت مؤثر باشد.
طلبه امروز با چه دیدگاههایی روبروست؟
از سوی دیگر، طلبه امروز با دیدگاههایی روبرو میشود که اسلام سیاسی و تجربه حکومت را ناممکن یا ناموفق میدانند و با اشاره به مشکلات اقتصادی، فرهنگی، حجاب، عدالت، تبعیض و فساد برخی مسئولان، نتیجه میگیرند که انقلاب از ابتدا امکان موفقیت نداشته است. اگر طلبه صرفاً این مشکلات را ببیند، ممکن است ناامید شود و تصور کند دفاع از انقلاب بیفایده است. در عین حال، نمیتوان وجود این مشکلات و دیدگاههای مخالف را انکار کرد؛ باید آنها را شناخت و نسبتشان را با اندیشه امام فهمید.
در بخش جریانشناسی کتاب توضیح داده شده است که مخالفت با نگاه امام(ره) حتی در حوزه علمیه، پدیده تازهای نیست و در دوره خود ایشان نیز وجود داشته است. منشور روحانیت امام(ره) نیز در چنین زمینهای قابل فهم است. شناخت این پیشینه کمک میکند طلبه بداند این دیدگاهها سابقه فکری دارند و صرفاً محصول شرایط امروز نیستند.
همچنین، بخش آیندهپژوهی هم دستاوردها و هم آسیبها و مسیرهای احتمالی پیش رو را بررسی میکند که اگر برخی روندها ادامه یابد، چه پیامدهایی ممکن است رخ دهد و برای رسیدن به آینده مطلوب چه باید کرد؟؛ هدف این است که طلبه با شناخت شرایط، نه دچار ناامیدی شود و نه از آسیبها غفلت کند؛ بلکه با شناخت جریانهای فکری و تاریخی، احساس مسئولیت و امید بیشتری پیدا کند. به نظر من، جمع این ویژگیها در یک کتاب درسی ویژه طلاب، آن را از بسیاری از آثار دیگر متمایز میکند.

سؤال) آیا درسنامه انقلاب اسلامی میتواند زیرساخت دانشی لازم را برای تدوین متون مکمل، تولید محتوای آموزشی پیشرفتهتر یا توسعه سرفصلهای جدید در حوزه علوم انسانی اسلامی فراهم کند؟
بله. درباره متون مکمل، برای نمونه، استادِ درس به راهنمایی نیاز دارد؛ زیرا در کتابی حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ صفحهای، مباحثی مانند جریانشناسی، نقش حوزه، انقلاب، تحولات و آسیبها بهاختصار مطرح شدهاند. استاد برای تدریس این مطالب باید از پشتوانه علمی گستردهتری برخوردار باشد. به همین دلیل، پیشنهاد شده است که راهنمای استاد نیز بهعنوان متن مکمل تدوین شود.
نظریههای غربی علوم سیاسی و جامعهشناسی توان کافی تحلیل انقلاب اسلامی را ندارند
از جهت توسعه علوم انسانی اسلامی نیز کتاب میتواند زمینهساز باشد. در درس نخست، این بحث مطرح شده که نظریههای غربی علوم سیاسی و جامعهشناسی توان کافی برای تحلیل انقلاب اسلامی ندارند. این مسئله پرسشی را پیش میکشد: اگر این نظریهها برای تحلیل انقلاب اسلامی کافی نیستند، نظریه انقلاب با رویکرد اسلامی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ هرچند در این زمینه کارهایی انجام شده، هنوز به پژوهشهای بیشتری نیاز است. کتاب میتواند این پرسش را پیش روی خواننده قرار دهد و زمینه توجه به آن را فراهم کند.
نکته دوم به تاریخ و فلسفه تاریخ مربوط است. در درس نخست و برخی درسهای دیگر، از جمله مباحث آیندهپژوهی، تلاش کردهایم تفاوت رویکرد اسلامی با برخی دیدگاههای فلسفه تاریخ غربی، مانند دیدگاههای هگل و مارکس نشان داده شود.
در نگاه مورد نظر ما، تاریخ صرفاً بر اساس نقش انسان توضیح داده نمیشود، بلکه اراده و تدبیر الهی نیز در آن نقش دارد؛ البته اراده انسان هم در طول اراده الهی حضور دارد. شهید مطهری نیز در این زمینه بحثهایی دارد. این مباحث میتواند زمینه پرسش و پژوهش درباره امکان و ماهیت فلسفه تاریخ الهی را فراهم کند.
ضرورت تدوین کتاب « درسنامه انقلاب اسلامی» در اصل به نگاه امام شهید درباره «حوزه انقلابی» برمیگردد. ایشان بارها تأکید کردهاند که حوزه علمیه مادر انقلاب است و باید همچنان نقش مادری خود را در قبال انقلاب ایفا کند؛ یعنی در هدایت و جهتدهی آن نقش داشته باشد و وظایف خود را در این زمینه بشناسد.انقلاب اسلامی نشان میدهد که برخی فلسفههای تاریخ موجود برای توضیح این تجربه کافی نیستند. ازاینرو، لازم است فلسفه تاریخی بر اساس تاریخ پیامبران و امامان و با توجه به مبانی اسلامی تدوین شود. آموزههای قرآن درباره سنتهای الهی و چگونگی دگرگونی جوامع نیز میتواند در شکلگیری چنین نگاهی مؤثر باشد. به نظر من، کتاب زمینه طرح این مباحث را فراهم میکند.
نقد دیدگاههای علمی غربی نیز میتواند مقدمهای برای تولید علوم انسانی اسلامی باشد. در درس نخست، برخی نظریههای غربی درباره انقلاب بررسی شده و به مبانی و نقاط ضعف آنها اشاره شده است؛ برای مثال، اینکه چرا نظریههای مشخصی در علوم سیاسی و جامعهشناسی نمیتوانند انقلاب اسلامی را بهدرستی تحلیل کنند. این بحث مهم است، زیرا وقتی از روانشناسی، اقتصاد یا جامعهشناسی اسلامی سخن میگوییم، باید روشن کنیم که علوم متعارف چه محدودیتهایی دارند و چرا برای تحلیل جامعه ما در برخی موارد کافی نیستند.
درسنامه انقلاب اسلامی؛ جرقه در مسیر نظریه پردازی
البته نقد باید دقیق باشد، ممکن است یک نظریه در بعضی زمینهها توان توضیح داشته باشد، اما در زمینههای دیگر ناقص بماند. مسئله این است که ابتدا محدودیتهای نظریههای موجود بهدرستی تبیین شود و سپس نظریه جایگزین ارائه گردد. کتاب درسنامه انقلاب اسلامی در این مسیر جرقهای اولیه میزند؛ اما برای تکمیل آن، به آثار پژوهشی بیشتری درباره نقد علوم غربی و تولید نظریههای جدید نیاز است.
این ظرفیت فقط به جامعهشناسی و علوم سیاسی محدود نیست و حوزههایی مانند جامعهشناسی انقلاب و فلسفه تاریخ را نیز در بر میگیرد. در مطالعه تاریخ معاصر از جمله نهضت مشروطه، برخی مطالبی مطرح شده که در روایتهای رایج کمتر برجستهاند؛ بااینحال، برای آنها مستنداتی در منابع تاریخی وجود دارد. تجربه تدریس نیز نشان داده است که بعضی طلبهها میان روایت این کتاب و آنچه در مدرسه درباره مشروطه خواندهاند تفاوت میبینند. در پاسخ، به منابعی مانند خاطرات رئیس مجلس مشروطه یا نوشتههای کسروی ارجاع داده شده است؛ یعنی حتی منابعی که الزاماً مدافع جریان مذهبی نیستند، مطالبی را ثبت کردهاند که برای فهم آن دوره اهمیت دارد.
تاریخ معاصر ایران تا حد زیادی با رویکردهای غربگرا نوشته شده است
به نظر من، تاریخ معاصر ایران تا حد زیادی با رویکردهای غربگرا نوشته شده است؛ برای مثال، برخی روایتهای مشروطه به دست غربگرایان پیروز آن دوره و برخی روایتهای دوره قاجار در دوره پهلوی نوشته شدهاند و در آنها گاه نقش روحانیت کمرنگ یا تخطئه شده است. کتاب درسنامه انقلاب اسلامی میکوشد این روایتها را با توجه به مستندات بررسی کند. در مجموع، این اثر میتواند زمینه مطالعه بیشتر و تولید آثار علمی در حوزه تاریخ معاصر، انقلاب اسلامی، جامعهشناسی، علوم سیاسی و فلسفه تاریخ را فراهم کند و پرسشهایی درباره نقد نظریههای غربی و تولید نظریههای جدید پیش روی طلبه بگذارد.
سؤال) با توجه به اینکه این اثر در قالب درسنامه طراحی شده، نگاه مؤلفان به نقش فعال فراگیر در فرایند یادگیری چیست؟ آیا برای بهرهگیری بهتر از محتوای کتاب در کلاس، الگوی مشخصی برای یاددهی و یادگیری پیشنهاد شده است؟
در کتاب، از نظر محتوا و ترتیب ورود و خروج به مباحث، نکاتی برای راهنمایی استاد در نظر گرفته شده است؛ برای مثال درباره نحوه توضیح دستاوردهای انقلاب، نقش حوزه یا بحث ولایت فقیه، جهتگیریهایی ارائه شده است. بااینحال، ما متخصص تکنولوژی آموزشی نیستیم و الگوی آموزشی مستقلی طراحی نکردهایم که برای هر درس فعالیتهای خاصی مانند بازدید میدانی پیشبینی کند.
بااینهمه، چنین شیوههایی میتواند مفید باشد. برای نمونه، هنگام تدریس نهضت امام خمینی(ره) میتوان طلبهها را به مکانهایی مرتبط با آن حوادث برد؛ در فیضیه درباره سخنرانی حضرت امام(ره) و سپس در خانه ایشان درباره دستگیری امام(ره) توضیح داد. چنین تجربهای میتواند مطالب تاریخی را ملموستر کند؛ اما این نوع برنامهریزی بهصورت مشخص در طراحی فعلی کتاب انجام نشده است.











نظر شما